تبليغاتX
دری وری
بیکاری بیا تو وگرنه مزاحمت نمی شم
 

نه!
کاری به کار عشق ندارم!نه!!!
من هیچ چیز وهیچ کسی را
دیگر در این زمانه دوست ندارم
انگار این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا هر چیز وهر کسی را
که دوست تر بداری
حتی اگر یک نخ سیگار
یا زهرمار باشد
از تو دریغ می کند
پس من با همه وجودم
خود را زدم به مردن
تا روزگار دیگر
کاری به کار من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته می گذارم…
تا روزگار بو نبرد…
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم

---------------------------------------------------

مطالب موجود در ادامه مطلب

کرم ضد چروک یوزارسیو شعر یک بچه آفریقایییه سری عکس

           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/01/15ساعت 1:4  توسط امین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
ای هر چی بیاد قشنگ باشه می ریزیم توش
هیچ کدوم از پستاشم به هم هیچ ربطی نداره
این وبلاگ دو نفریه





میخای چت کنی ؟! ؟ *


نوشته های پیشین
88/03/01 - 88/03/31
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
نویسندگان
امین
گیس گلا بتون
پیوندها
یه سایت توپ واسه دوستلی +18
ساز شکسته "شعیب"
کنکوریاش"سجاد"
 

لینکدونی  RSS


یه سایت توپ واسه دوستان ++18



#FFFFFF